الملا فتح الله الكاشاني
154
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
معنى اين است كه چون عيسى بن مريم قبل از قيامت از آسمان به زمين آيد هيچ اهل ملتى نباشد از يهود و نصرانى و غير آن مگر كه ايمان آرد به او قبل از موت عيسى و نماز گذارد در پس مهدى عليه السّلام من چون اين بگفتم گفت ويحك اين را از كجا مىگويى و از كجا به تو رسيده گفتم ( حدثنى به محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب ) عليه السّلام ساعتى نيك سر در پيش افكند و انگشت بر زمين ميزد پس سر بر آورد و گفت ( اخذتها من عين صافية ) كلبى گويد من وى را گفتم چرا از محمد بن على روايت كردى و حال آنكه او كاره وى است و آباى او و كاره از هر كه روايت از ايشان كند گفت قصد آن كردم تا وى را در غضب آورم ابو القاسم بلخى نيز مثل اين را نقل كرده كه يهود و ترسا را چون وقت مرك رسد فرشتگان عذاب حاضر آيند و مقامع و مقارع بر پشت و روى ايشان ميزنند و ميگويند يا عدو اللَّه عيسى به تو آمد و او پيغمبر صالح بود وى را تكذيب كردى و ايمان نياوردى گويد اكنون ايمان آوردم بوى و تصديق نبوت وى كردم و در اين وقت ايمانش سود ندارد و قول ديگر آنست كه ضمير به راجع بمحمد است يعنى هيچكس از اهل كتاب نباشد مگر كه پيش از مردنش بمحمد ايمان آورد و آن ايمان او كه در حين مشاهدهء علامات موت آورده باشد فايده به او نرساند به جهت انقطاع تكليف در آن حال * ( وَيَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ ) * و روز قيامت باشد محمد صلَّى اللَّه عليه و آله يا عيسى عليه السّلام * ( عَلَيْهِمْ شَهِيداً ) * بر اهل كتاب گواه يعنى آن حضرت گواهى دهد بر يهود و نصارى بتكذيب نبوة او و يا عيسى اداى شهادت نمايد به آنكه تبليغ رسالات خداى خود نمود و اقرار بعبوديت خداى خود كرد و يهود تكذيب او كردند و نصارى او را ابن اللَّه گفتند و صحيح آنست كه ضمير راجع بعيسى باشد به جهت عدم ذكر پيغمبر ما و فقد چيزى كه موجب رد كنايه باشد آن حضرت را و مع ذلك در آيهء سابقه ذكر عيسى شده پس ضمير راجع به او بايد داشت و بدانكه در آيه دلالت است بر آنكه هر كافرى ايمان ميارد نزد معاينهء موت و مشاهدهء عقوبت و آن ايمان مقبول نيست هم چنان كه ايمان فرعون در حال يأس و نزد زوال تكليف و قريب به اين است روايت ماثوره مصححه از اماميه كه اهل احتضار از جميع اديان رسول و خلفاى او را نزد وفات مىبينند و اين را از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كردهاند كه حارث همدانى را گفت كه ( يا حار همدان من يمت يرنى من مؤمن او منافق قبلا يعرفنى طرفه و اعرفه بنعته و اسمه و ما فعلا ) و گويند مراد برؤيت محتضرين حضرت رسالت و ائمهء معصومين صلوات اللَّه عليهم را علم ايشان است بثمره ولايت و عداوت ايشان بر يقين بعلاماتى كه در نفوس خود يابند و مشاهدهء احوال هم چنان كه در روايت آمده كه آدمى نزد موت معاينه هر چه مىكند دال است بر آنكه او اهل جنت خواهد بود يا از اهل نار * ( فَبِظُلْمٍ مِنَ